تبلیغات تلوزیونی دوسویه یا متقابل

 در تبلیغات

سالها پیش زمانی که سریال فرندز محبوبیت بالایی در بینِ نه تنها مردم امریکا؛ که مردم دیگر کشورهای دنیا که دنبال کننده آن بودند، داشت. کمپانی های بزرگ و شرکت ها و آژانس های تبلیغاتی به دنبال راهی بودند که بتوانند از این موقعیت عالی برای تبلیغات و بازاریابی استفاده کنند. شمارِ بالای مخاطبان، برای هر آژانس تبلیغاتی تحریک کننده است!

در آن سالها، پیش بینی شده بود که در آینده ای نه چندان دور، مردم بتوانند با فشردن چند دکمه روی کنترل تلوزیون خود، به طور مثال لباسی که بر تن جنیفر آنیستون بوده را خریداری کنند. این رویا البته به تحقق پیوست. و درصدی از سود یک سری شرکت های تبلیغاتی دنیا، در حال حاضر از طریق همین روش به دست می آید.

برای مثال اخیراً، شرکت “اکس” AXE توانست با یک نوع تبلیغ متقابل که بیننده را درگیر تبلیغ میکند، به طور متوسط هر بیننده را برای بیش از 3 دقیقه پای تبلیغ نگه دارد.

تبلیغات متقابل که شاید بتوان نام آنرا به نوعی ارجاع دهنده به نظریه کنش متقابل در علوم اجتماعی دانست، از طیف وسیعی از بازی ها و سرگرمی ها و هر آنچه که بتواند بیننده را درگیر تبلیغ کند، استفاده میکند. مثلا حل معمایی که به جایزه می انجامد یا شرکت در قرعه کشی و مسابقه و  …

این نوع تبلیغ میتواند بسیار طولانی شود اما به دلیل جذاب بودن، بیننده را پای برنامه نگه میدارد.

یکی از مشکلات کمپانی ها این بوده است که، تبلیغاتی که در ویدئوهای نمایش خانگی پخش میشوند، توسط بیننده ها رد میشوند. و هزینه بالایی که برای تولید و پخش تبلیغ استفاده شده، بی نیتجه میماند. برای برون رفت از این مخمصه تعدادی از کمپانی ها، مجددا به تلوزیون روی آورده اند اما از آنجا که سهم تلوزیون در بسته فرهنگی مردم کاهش پیدا کرده و ظرفیت های دیگری از جمله، نمایش خانگی و اینترنت و پخش آنلاین و به تازگی نت فلیکس، سهم بازار تلوزیون را ربوده اند، عده دیگری راه های خلاقانه تری از جمله همین تبلیغات متقابل را سرلوحه کار خود قرار داده ند.

تبلیغات متقابل به نوعی بیننده را به بازی وامیدارد و آنچنان برایش سرگرم کننده است که میتواند او را، به رغم اطلاعش از اینکه درگیر تبلیغی هست؛ که میتواند جیبش را هدف بگیرد! بازهم مشتاقانه پای تبلیغ می نشیند.

به نظر میرسد که دنیای تبلیغات وارد فاز جدیدی از حیات خود شده است. مرحله ای که در آن، با مخاطب ارتباط دوسویه برقرار میشود و از حالت مونولوگ خارج شده است. به طور کلی دنیای امروز دنیای دیالوگ است و روزگار خطابه و تک گویی به سر آمده. به حق باید گفت که گسترش و توسعه فضای مجازی، کمک شایانی به این مساله کرده است.

 

اطلاعات بیشتر :       http://www.economist.com/node/14587718

 

نوشته های اخیر

یک نظر بدهید

نوشتن را شروع کنید و اینتر را بزنید

نوآوري، دامپينگ، نياز كاذبايده پردازي يا بداهه پردازي ؟! مساله اينست !